تبليغاتX
Love Story

 شب خاطرات

 

 

 نمیشه یه شب به خاطر نبودنت گریه کنم

    نمیشه یه شب به یاد خنده هات خسته و افسرده نشم

می شه هرشب برای شنیدن صدات یه وجب ازت دوربشم

می شه هرشب که تو هرشب کنارمی لحظه ها رو دنبال کنم

می شه یاد هر شب و هرشب تا صحر خدا رو صدا کنم

نمی شه با هم کنار هم یه شب و تا صحر بدون اخم گذر کنم

می خوام از سکوت بی وقفه تو تو غبار لحظه هام بشینم و حرف بزنم

می خوام از روی جنازه های دل سوخته آدمای شهر کوچ کنم

می خوام از کنار تو عشقم و یه یه جوری با نگات طاق بزنم

می خوام از روی گونه های خیسم برات از اشکام دریا بسازم

می خوام از بلند ترین قله دنیا داد بزنم عزیز ترین دوستت دارم

 

 

|+| نوشته شده توسط Morteza در جمعه نوزدهم مهر 1387 ساعت 2:0 بعد از ظهر |
قالب و كدهاي جاوا >