تبليغاتX
Love Story

 بازم دلتنگی و حافظ.........

بر جفاي خار هجران صبر بلبل بايدش

اي دل اندر بند زلفش از پريشاني منال

مرغ زيرک چون بدام افتد تحمل بايدش

رند عالم سوز را با مصلحت بيني چه کار

کار ملک است آنکه تدبير و تامل بايدش

تکيه بر تقوي و دانش در طريقت کافريست

راهرو گر صد هنر دارد توکل بايدش

با چنين زلف و رخش بادا نظر بازي حرام

هر که روي ياسمين و جعد سنبل بايدش

نازها زان نرگس مستا نه اش بايد کشيد

اين دل شوريده تا آن جعد و کاکل بايدش

ساقيا در گردش ساغر تعلل تا به چند

دور چون با عاشقان افتد تسلسل بايدش

کيست حافظ تا ننوشد باده بي آواز رود

عاشق مسکين چرا چندين تجمل بايدش

 

|+| نوشته شده توسط Morteza در شنبه دهم شهریور 1386 ساعت 9:24 قبل از ظهر |
قالب و كدهاي جاوا >