تبليغاتX
Love Story

 
 

 

چند تا دوسم داري ؟ هميشه وقتي يکي ازم مي پرسيد چند تا دوسم داري يه عدد بزرگ ميگفتم...

 ولي وقتي تو ازم پرسيدي چند تا دوسم داري گفتم : يکي !!! ميدوني چرا ؟چون قوي ترين و

 بزرگترين عدديه که ميشناسم ... دقت کردي که قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنيا هميشه يکين

؟ ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ... تو هم يکي

هستي ... وسعت عشق من به تو هم يکيه ... پس اينو بدون از الان و تا هميشه يکي دوستت دارم

 

|+| نوشته شده توسط Morteza در جمعه پنجم تیر 1388 ساعت 11:10 قبل از ظهر |
 عشق من

 

 
نمی گویم كنارم بنشین
اگر تو می خواهی تنهایم بگذار
نمی گویم به چشمانم نگاه كن
اگر تو می خواهی چشمانت را بر من ببند
نمی گویم با من حرف بزن
اگر تو می خواهی خاموش باش
نمی گویم به من لبخند بزن
اگر تو می خواهی ابروانت را در هم بكش
تنها می گویم كه چه خودت بخواهی ، چه نخواهی
عاشقت هستم و عاشقانه دوستت دارم
 
 

 

|+| نوشته شده توسط Morteza در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 ساعت 9:25 بعد از ظهر |
 

 

 

در تنهایی خود لحظه ها را برایت گریه کردم

در بی کسیم برای تو که همه کسم بودی گریه کردم

در حال خندیدن بودم که به یاد خنده های سرد و تلخت گریه کردم

در حین دویدن در کوچه های زندگی بودم که ناگاه به یاد لحظه هایی که بودی و اکنون نیستی ایستادم و آرام گریه کردم

ولی اکنون می خندم آری میخندم به تمام لحظه های بچگانه ای که به خاطرت اشک هایم را قربانی کردم

 

|+| نوشته شده توسط Morteza در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 8:1 بعد از ظهر |
 

 

یه چیزی تو این وبلاگ غیر قابل تغییره. . .

فقط در یه صورت به مطالب نظر داده میشه . . .

در صورتی که من مطلب جدید نزارم ! ! ! صدای بقیه در میاد 

مطمئن باشید بر عکسش بهتر جواب میده . شما بیشتر نظر بدید منم مطالب بیشتری میزارم .

امتحانش ضرر نداره .

 

|+|
 شب خاطرات

 

 

 نمیشه یه شب به خاطر نبودنت گریه کنم

    نمیشه یه شب به یاد خنده هات خسته و افسرده نشم

می شه هرشب برای شنیدن صدات یه وجب ازت دوربشم

می شه هرشب که تو هرشب کنارمی لحظه ها رو دنبال کنم

می شه یاد هر شب و هرشب تا صحر خدا رو صدا کنم

نمی شه با هم کنار هم یه شب و تا صحر بدون اخم گذر کنم

می خوام از سکوت بی وقفه تو تو غبار لحظه هام بشینم و حرف بزنم

می خوام از روی جنازه های دل سوخته آدمای شهر کوچ کنم

می خوام از کنار تو عشقم و یه یه جوری با نگات طاق بزنم

می خوام از روی گونه های خیسم برات از اشکام دریا بسازم

می خوام از بلند ترین قله دنیا داد بزنم عزیز ترین دوستت دارم

 

 

|+| نوشته شده توسط Morteza در جمعه نوزدهم مهر 1387 ساعت 2:0 بعد از ظهر |
 پس بده عشقمو تا برم

 

من واسه جدايي حاضرم

پس بده عشقم و تا برم

من واسه جدايي حاضرم

كه من تنها تو بي دردي

چرا خون به دلم كردي

يه زندگي فداي تو شد

فداي لحظه هاي تو شد

بزار برم فراموشت كنم عزيزم

يه زندگي فداي تو شد

فداي لحظه هاي تو شد

بزار برم فراموشت كنم عزيزم

دل من ديگه تو رو لايق عشق نمي دونه

دل من خسته شده نمي كشه نمي تونه

تو يه خوابي تمومش كن بزار واشه چشاي من

از اين راه پر از چاله ديگه بريده پاي من

 

 

 

|+| نوشته شده توسط Morteza در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 ساعت 0:26 قبل از ظهر |
 

 

.... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسی كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي

 

 

|+| نوشته شده توسط Morteza در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 ساعت 4:30 بعد از ظهر |
 

 آن روزهای خوش با تو بودن را چگونه فراموش کنم !

 
                       این روزهای سرد و ساکت و تنها را چگونه تحمل کنم ؟
 
                       آن روزهای افتابی با تو بودن را چگونه فراموش کنم !
 
                          این روزهای ابری و تاریک را چگونه تحمل کنم؟
 
    آن همه تبریک گفتنها ؛ آن همه آرزوی خوشبختی شنیدنها را چگونه فراموش کنم !
 
                    این همه دلسوزی و تمسخر شنیدنها را چگونه تحمل کنم ؟
 
" صـــــدای شکستن قلبم وغرورم را چگونه فراموش کــــنم "
 
                     دیگر مهم نیست خورشید بیاید یا باران ببارد.......... !!!
 
 دیگر مهم نیست من کجای صفحه زندگی مثل ادمکی بی جان جابجا می شوم......... !!!
 
              چه اهمیتی دارد که خوب باشم یا بد . زشت باشم یا زیبا ......... !!!
 
                                     اصلا" باشم یا نباشم ......... !!!
 
|+| نوشته شده توسط Morteza در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت 9:34 بعد از ظهر |
 
 

                       

 

|+| نوشته شده توسط Morteza در یکشنبه هجدهم آذر 1386 ساعت 10:6 بعد از ظهر |
 

 

 

دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازي خورشيد، . چون غروب ميكنه . دوستت دارم . به اندازي روت كه هيچوقت كم نميشه


گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم

=======================

براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو

=======================

عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني درد و دل يعني صفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك سلام و يك جواب عشق يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني عالمي راز و نياز

=======================

به روي گونه تابيدي و رفتي مرا با عشق سنجيدي و رفتي تمام هستي ام نيلوفري بود تو هستي مرا چيدي و رفتي

=======================

نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن

=======================

روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم

=======================

آفرينش روز و شب، زيبايي زمين و كهكشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاكي از وجود پروردگار يكتاست، پس از او اطاعت مي كنيم، چون او معين كرده كه مرگ آغاز جاودانه هاست.

=======================
مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم

=====================

خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا..غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند

======================

هزار دستگاه ريو، صد دستگاه آپارتمان، هزار سكه طلا و ميلياردها ريال اسكناس دو هزارتوماني فداي يه تار موي گلي مثل تو

======================

هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند


بيا با پاک ترين سلام عشق آشتي کنيم *بيا با بنفشه هاي لب جوب آشتي کنيم * بيا ازحسرت و غم ديگه باهم حرف نزنيم * بيا برخنده ي اين صبح بهار خنده کنيم

=======================

خوشبختي مثل يه پروانه است . وقتي دنبالش مي‌دوي پرواز مي‌كنه اما وقتي وايسي مياد رو سرت ميشينه

=======================

من همه ي قصه هام قصه ي توست اگه غمگينه اونم از غصه ي توست

=======================

سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا

=======================

تو باراني من باران پرستم تودريايي من امواج تو هستم اگرروزي بپرسي باز گويم: تو من هستي و من نقش تو هستم

=======================

طبق قانون بقاي شادي هيچ شادي از بين نميره؛ بلكه فقط از دلي به دلي ديگه جابه جا مي‌شه

=======================

اگرکسي واقعا کسي رو دوست داشته باشد بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش...پس مواظب خودت باش

=======================

وقتي برگ هاي پاييز رو زير پات له مي كني يادت باشه روزي بهت نفس هديه مي كردن

=======================

عيب جامعه اين است كه همه مي خواهند آدم مهمي باشند و هيچ كس نمي خواهد فرد مفيدي باشد

=======================

اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را/ اينگونه به خاك ره ميفكن ما را/ ما در تو به چشم دوستي مي بينيم/ اي دوست مبين به چشم دشمن ما را

رسم زمونه : تو چشم ميذاري من قايم ميشم .........اما تو يكي ديگه رو پيدا ميكني

======================

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست

======================

عشق کليد شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کليدي باز شود

======================

مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم

======================
می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی

=====================

غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر

=====================

زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم !!!

=====================

گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نيست بگو راست بگو

=====================

گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند

=====================

تو را برای وفای تو دوست می دارم******وگرنه دلبر پیمانه شکن فراوان است

=====================

هر گز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را

 

 

 

|+| نوشته شده توسط Morteza در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 ساعت 10:4 بعد از ظهر |
 هر که رفت ...

 

        

 

 

|+| نوشته شده توسط Morteza در دوشنبه نهم مهر 1386 ساعت 8:38 بعد از ظهر |
 حیف ...

 

 

حيف لحظه هاي خوبي که براي تو گذاشتم
حيف غصه اي که خوردم چون ازت خبر نداشتم
حيف شبها که نشستم با خيالت زير مهتاب
حيف وقتي که تلف شد واسه ديدن تو ، تو خواب
حيف باوفايي من ،حيف عشق و اعتمادم
حيف اون دسته گلي که ، توي پاييز به تو دادم
حيف اشکهايي که ريختم واسه تو دم سپيده
حيف احساس طلاييم ، حيف اين عشق و عقيده
حيف جمعه هاي دلگير ، حيف شنبه هاي رنگي
حيف اون روز که نوشتم ، چشاي به اين قشنگي
حيف اون کسي که دائم عاشقم بود توي رويا
حيف که تو از راه رسيدي اون و دادمش به دريا
حيف قلبم که يه روزي دادمش دستت امانت
حيف اعتماد اون روز ، حيف واژه خيانت
حيف چشمايي که گفتم به تو با لباي خندون
حيف آرزوي ديدار ، با تو بودن زير بارون
حيف هر چي که سپردم،حيف هر چي که نبودي
حيف تکليفم بيا و روشنش کن تو به زودي

|+| نوشته شده توسط Morteza در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 ساعت 9:14 قبل از ظهر |
قالب و كدهاي جاوا >